یادمانی برای بزرگداشت شیخ بهائی
36 بازدید
تاریخ ارائه : 4/17/2012 11:34:00 AM
موضوع: رجال و تراجم

1. شیخ بهائی ویژگی‌هایی داشت که هر کدامش می‌تواند سرخط جهشی در حیات تمدنی خصوصاً فضای علمی باشد. 

2. مشهور است که می‌گفت: بر هر که صاحب علوم مختلف بود غلبه یافتم اما آن که فقط در یک علم تخصص داشت مرا شکست داد. با این وجود او به گواهی آثارش در اکثر علوم عصر خود، یگانه بود. شیخ بهاءالدین در همه علومی که در روزگارش رایج بود دست داشت بلکه از علومی که تا آن روز چندان بهایی به آنها نمی‌دادند مثل علوم غریبه بهره‌مند بود. روی هم رفته بیش از پنجاه کتاب و رساله درباره علوم مختلف نوشت که بسیاری از آنها به عنوان متن درسی مورد استفاده قرار می‌گرفت. 
3. مخاطب همه تألیفات او خواص و علما نبودند، بسیاری از آثارش با زبانی همه فهم و خالی از زوائد زبانی نوشته شده‌اند. در این میان حکایات داستانی او خصوصاً گربه وموش را باید یک پدیده دانست. از این جهت که یک فقیه فیلسوف عارف ریاضی دان معمار منجم یعنی یک دانشمند تمام عیار از زبان حیوانات، شیرین‌ترین پندها را برای خواننده اثرش بیان کرده است. 
4. شیفتگی بهاءالدین که جبل عاملی وعرب‌زاده بود نسبت به فارسی بلکه به دیار پارسیان نیز نکته ای است: روح بخشی ای نسیم صبح دم، خود مگر می‌آیی از ملک عجم. در روزگاری که رسم بود نوشته‌های عالمانه را به عربی بنویسند او قلم به فارسی می‌گرداند و خوب هم می‌گرداند. او اولین رساله عملیه فارسی را نوشت. 
5. رساله فارسی، حاصل خلاقیت شجاعانه شیخ بهائی در فقه بود اما عرصه‌های دیگر، از این ابداعات شیخ بی‌بهره نبودند. در علوم حساب و معماری و فیزیک و شیمی یکه تازی‌هایی کرده است که هنوز از برخی آنها کشف راز نشده است و جالب این است که نه اکثر که همه این‌ها در مسیر خدمت به خلق و به اصطلاح کاربردی بوده‌اند و نه از دسته تحقیقات و کاوش‌هایی که فقط بر حجم کتابخانه‌ها می‌افزود! 
6. توجه او به اجتماع و راه‌جویی مدامش از علم به فایده واقعی، پیوندش را با سیاست تعریف می‌کند. انگیزه شیخ از تحکیم پایه‌های سلطنت صفوی نه جاه‌جویی برای خویش که عزتمندی تشیع از رهگذر پیشرفت همه جانبه در سایه یک حکومت مقتدر مرکزی بود. چنان که زندگی او بر این گواه است. منصب شیخ الاسلامی در حالی داشت که سرای او پناهگاه درماندگان بود و خودش اگرچه به ظاهر ملازم سلطان اما مدام در خلوتی عارفانه بود. 
7. همه ابعاد علمی شیخ بهایی را باید همراه با روح بلند و جان پاکیزه‌اش دید. چیزی که به نظر می‌رسد ضروری‌ترین نیاز ما برای ترتیب دادن تمدن اسلامی است. او همه دانش‌ها را دربرابر مسیر حقیقی انسان به سوی پروردگار بی‌ارزش بلکه خطرناک می‌شمارد: علم نبود غیر علم عاشقی، مابقی تلبیس ابلیس شقی. شیخ بهایی الگوی کامل یک دانشمند ایرانی است که از پس قرن‌ها ما را به حرکت می‌خواند.